
چنگ زدن به چیزها و افکار را رها کن
مشتت را کاملا" باز کن
زیرا چنگ زدن رنج و عذاب است
درنگ کن! اما ذهن دیوانه درنگ نمی کند
اگر ذهن درنگ کند
بی درنگ روشن می شود
با هشیاری به هسته ی وجودت نفوذ کن. چشمانت را ببند و خاموش شو. بی جنبش. اکنون، به درون برو... عمیق و عمیق تر. بدون هیچ ترسی، مانند یک تیر به درون هسته ی وجودت رخنه کن. بیاد داشته باش که تو تنها یک شاهدی. نه بدنت هستی و نه ذهنت، بلکه آگاهی آیینه گونی که بی هیچ قیاسی، بی هیچ نظری فقط آنچه هست را منعکس می کند





